أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

656

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

607 . شعر 1 - مو ارجانى گويد : موى سوخته مزاج اعضا را گرم و خشك گرداند و اين هر دو قوت در او در غايت كمال است ، با اين معنى ريش‌هاى بد را نيكو گرداند و گوشت مرده را از جراحت ببرد . اگر موى را بسوزند و در آب كنند و آن آب را بر موضعى [ در بدن تر ] كنند كه موى در آن نرويد ، در آن موضع موى برويد . ( 1 ) . Capillus ؛ سراپيون ، 447 ؛ ابو منصور ، 355 ؛ ابن سينا ، 714 . منظور از « شعر » در پزشكى بيشتر موى انسان است . 608 . شعر الغول 1 نباتى است كه با بيخ از زمين برخاسته شود ، لون او سرخ باشد كه به سياهى زند . كندى 2 گويد : در قعر دريا نباتى است كه او را شعر الجن 3 گويند 4 . ( 1 ) . Asplenium trichomanes L . ؛ ابو منصور ، 357 ؛ ابن سينا ، 709 ؛ I , Dozy ، 736 ؛ عيسى ، 3 25 . يا Adiantum capillus veneris L . ؛ ميمون ، 182 ؛ I , Dozy ، 763 ؛ عيسى ، 1 6 ؛ نيز قس . شمارهء 609 . نام عربى به معناى « موى غول » است و گمان مىرود كه معادل capillus Veneris لاتين ( « پر سياوشان » ) باشد . مه‌يرهوف « موى مدوز » ( « cheveux de Meduse » ) ترجمه مىكند ، ميمون ، 182 . ( 2 ) . نيمى از واژه پاك شده است . ( 3 ) . شعر الجنّ « موى ديو ، غول » . ( 4 ) . سپس از خواص درمانى شعر الغول سخن مىرود و در پايان گفته شده است : « ديسقوريدس گويد شعر الغول نباتى است كه او را « حاشا » ( ؟ نك . شمارهء 283 ) گويند . اطيوس گويد شعر الغول پر سياوشان [ نك . شمارهء 139 ] را گويند . » 609 . شعر الجبّار 1 ابن سرابيون گويد : شعر الجبار ، پر سياوشان را گويند . پولس در كتاب خود ذكر فولوطرخيس 2 كرده است و ابو الخير از او به شعر الجبار عبارت كرده است . پر سياوشان در موضع او تقرير كرده آمد . ( 1 ) . Adianthum capillus veneris L . ؛ سراپيون ، 75 ؛ ميمون ، 182 ؛ I , Dozy ، 763 ؛ عيسى ، 1 6 . ( 2 ) . نسخهء فارسى : فوطوسيس ، بايد خواند فولوطرخيس ، ديوسكوريد ، IV ، 103 : فولوتريخن - يونانى ؛ غافقى ، 167 ؛ I , Low ، 11 .